Monday, April 30, 2007

روزجهاني کارگر در بيابان!


وزارت کشور که با برگزاري مراسم روز کارگر در شهرها مخالف است، به تشکل هاي کارگري پيشنهاد کرد اين مراسم را در بيابان برگزار کنند. دبير اجرائي خانه کارگر کرج در انتقاد به نظر وزارت کشور و فرمانداران گفت: "راهپيمايي در بيابانها شايسته قشر زحمتكش كارگران كه سالها در جبهه ها جنگيده اند، نيست".


دبير اجرائي خانه کارگر ساوه نيز از مخالفت وزارت كشور با چهار مكان پيش بيني شده جهت تجمع كارگران در روز كارگر خبر داد، و گفت: "طي تماس باتشكل كارگري تهران، متوجه شديم كه وزارت كشور با چهار مكان پيشنهادي تشكل هاي كارگري مخالفت كرده است".


روز گذشته سخنراني منصور اسانلو، فعال کارگري و رييس هيات مديره سنديکاي شرکت واحد هم که بنا بود در ساعت 15 يک شنبه در دفتر انجمن اسلامي دانشکده حقوق و علوم سياسي برگزار شود، توسط حراست دانشگاه و به دستور وزارت اطلاعات لغو شد.


اختلاف نهادهاي کارگري با وزارت کشور و فرماندارها بر سر محل برگزاري مراسم روز جهاني کارگر در تهران و ساير شهرستان ها کماکان ادامه دارد. در تهران وزارت کشور به اين نهادها پيشنهاد کرده اين مراسم را در بيابان هاي اطراف آرامگاه بنيانگذار جمهوري اسلامي برگزار کنند.


دو روز قبل رييس سابق كانون عالي شوراهاي اسلامي كار با اشاره به اينكه مجوز استانداري تهران براي راهپيمايي روز جهاني كارگر، براي استاديوم آزادي يا حوالي آرامگاه بنيانگذار جمهوري اسلامي صادر شده است، گفت‌‏: "براي برگزاري تجمع و راهپيمايي روز جهاني كارگر در بيابانها، نيازي به مجوز آقايان نداريم، بلكه هدف جامعه كارگري مقابل لانه جاسوسي آمريكاست". حسن صادقي هم به خبرگزاري ايلنا گفت" حتي حاضر نشده اند كارگران در داخل حرم امام تجمع داشته باشند و حوالي حرم را براي حضور كارگران تعيين كرده‌‏اند".


صادقي با تاکيد بر اينکه در حال حاضر كارگران، وزارت كار را به عنوان عامل اصلي مشكلات جامعه كارگري شناخته‌‏اند و بايد هدف اصلي راهپيمايي روز جهاني كارگر براي استيفاي حقوق از دست رفته كارگران، مقابل وزارت كار باشد، گفت: "اما به دليل اينكه سال 86 سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي است، حاضر شده‌‏ايم راهپيمايي و تجمع مقابل سفارت سابق آمريكا باشد". وي افزود: "سئوال جامعه كارگري از تصميم گيرندگان اين است كه افزون بر منافع ملي چه منافعي وجود دارد و آقايان چه اهدافي را دنبال مي كنند كه با تجمع و راهپيمايي كارگران در مقابل لانه جاسوسي مخالفت كرده و كارگران را به بيابانها هدايت مي‌‏كنند؟

تجمع کارگران ترافيک ايجاد مي کند


در همين حال، مديركل سياسي انتظامي استانداري تهران در اين زمينه به اين خبرگزاري ها گفت: "نيروي انتظامي و راهنمايي و رانندگي به دليل مسائل ترافيكي و مشكلاتي كه براي عبور و مرور مردم ايجاد مي شود، با مكان‌‏هايي كه خانه كارگر براي برگزاري تجمع كارگران پيش‌‏بيني كرده بود، موافقت نكرد".


علي جهانبخشي اضافه کرد: "به استناد نظر نيروي انتظامي، دو مكان براي تجمع كارگران پيشنهاد كرده‌‏ايم كه يكي از آنها مرقد حضرت امام و ديگري استاديوم آزادي است كه كارگران مي‌‏توانند از جاده قديم كرج به سمت استاديوم راهپيمايي كرده و در محل استاديوم تجمع كنند... اين مطالب را به خانه كارگر اعلام كرده‌‏ايم اما هنوز آنها مكان مشخصي را قطعي نكرده‌‏اند كه احتمالا فردا اين مساله نهايي خواهد شد".


تصميم وزارت کشور در رد مکان هاي پيشنهادي خانه کارگر براي برگزاري مراسم روز جهاني کارگر با اعتراض تشکل هاي کارگري مواجه شده است.


دبير اجرايي خانه كارگر كرج در واکنش به صدور مجوز برگزاري روز جهاني کارگر در بيابان، گفت:"متاسفانه مسوولان اجازه راهپيمايي در مركز شهر را به ما نداده‌‏اند و تجمع ما در خارج از شهر انعكاس خوبي ندارد‌‏، ضمن اينكه محل در نظر گرفته شده براي اين راهپيمايي به هيچ عنوان شايسته قشر زحمتكش كارگران كه سالها به جبهه رفته و بعد از آن در بخشهاي مختلف به پيشرفت كشور كمك كرده‌‏اند، نيست".


لغو سخنراني اسانلو در دانشگاه


سخنراني منصور اسانلو، فعال کارگري و رييس هيات مديره سنديکاي شرکت واحد، که بنا بود در ساعت 15 شنبه در دفتر انجمن اسلامي دانشکده حقوق و علوم سياسي برگزار شود، توسط حراست دانشگاه و به دستور وزارت اطلاعات لغو شد. اسانلو در گفت و گو با روزنامه اعتماد، عدم اجازه ورودش به دانشگاه را خلاف قوانين موضوعه کشور خواند و گفت: "اگر دستگاه قضايي کشور در اين زمينه حکمي را صادر کرده باشد مبني بر اينکه اجازه ورود به دانشگاه هاي کشور را ندارم، قانوني بود ولي دستگاه قضايي هيچ حکمي در اين زمينه نداده است". اسانلو در عين حال به خبرنگاران گفت: "جامعه کارگري به دنبال بهبود وضعيت معيشتي خود است و صراحتاً اعلام مي کنم کارگران هيچ گاه به دنبال ايجاد بحران نيستند اما زماني به اعتراض روي مي آورند که شرايط آنها سخت شود و تقاضايشان براي بهبود وضعيت معيشتي و رفاهي شان با کم توجهي يا بي توجهي مواجه شود".


زندان، و ضرب و شتم در هفته کارگر


در روزهاي اخير که به عنوان هفته کارگر نامگذاري شده اخبار ناخوشايند ديگري از بازداشت و محاکمه برخي فعالان کارگري نيز در رسانه ها انتشار يافت.


از جمله جلسه رسيدگي به اتهامات "غلامرضا غلام‌‏حسيني" از اعضاي سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني صبح ديروز در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار ‏شد. به گفته پرويز خورشيد، وکيل اين عضو سنديکاي شرکت کارگران شرکت واحد، وي به تبليغ عليه نظام متهم شده است. محمود صالحي يکي ديگر از فعالان کارگري که در جريان روز کارگر سال 83 در سقز دستگير شده بود نيز بعد چندبار دادگاهي شدن، دستگير و روانه زندان شد.


در جديدترين مورد از رفتار دولت با کارگران نيز خبرگزاري ايلنا شنبه از ضرب و شتم 200 کارگر کاغذ سازي کارون توسط سربازان نهاد رياست جمهوري خبر داد. براساس اين گزارش كارگران اخراجي كارخانه كاغذ سازي كارون شوشتر كه از يک هفته قبل در مقابل نهاد رياست جمهوري تجمع کرده بودند، در حالي که در خواست ديدار با يکي از مسئولان اين نهاد را داشتند مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

بر گرفته از مقاله : اسفندیارصفاری

Sunday, April 22, 2007


آبگیری سد سیوند،دهن کجی به فرهیختگان



اگر هاليود فيلم 300 را نساخته بود، آيا امکان داشت که در سيماي

جمهوري اسلامي، از فضائل ايرانيان در عهد باستان و شايستگي هاي خشايارشاه هخامنشي سخني رود؟


آنچه ما تاکنون از افراد متعصب مذهبي در باره ايران باستان شنيده ايم، البته چيزي جز وصف بي رحمي ها و خونخواري هاي شاهان باستان نبوده است، اما اينک به يمن نمايش فيلم 300 چيزهاي بسيار متفاوتي در اين باره از زبان برخي از متعصبان مي شنويم.


من البته داستان هايي که برخي از ملي گرايان افراطي در باره عظمت ايران باستان و اخلاق و رفتار معصومانه شاهان آن عهد مي گويند، باور ندارم، اما بر اين عقيده ام که ايران باستان با همه خوب و بدش بخشي از هويت تاريخي ما ايرانيان است که ناديده گرفتن و کوچک شمردن آن همانقدر بي وجه است که ملکوک کردن دامن ايران پس از اسلام و يا گزافه گويي در باره آن.



با صدور احکام فوق نمي خواهم وارد دعواهاي بي سرانجام باستان گرايان و مخالفان آنها شوم، زيرا نه حوصله چنين دعواهايي را دارم و نه صلاحيت ورود به آنها را.



در واقع خواستم يادآورم شوم، حال که مسئولان ايراني، هر چند که از بغض معاويه (رد فيلم 300) گوشه چشمي به ايران باستان و پادشاهان آن نشان مي دهند، بهتر نبود براي آبگيري سد سيوند قدري بيشتر تامل کنند؟



واقعيت اين است که من براي داوري در باره تاثير آبگيري سد سيوند بر ميراث تاريخي ايرانيان بخصوص مقبره کورش کبير در پاسارگاد و يا اهميت باستان شناسي تنگه بلاغيف صاحب صلاحيت نيستم و دقيقا به همين علت، تا کنون درخواست بسياري از دوستان را براي نوشتن مطلبي در اين باره رد کرده ام.



به گمان من، ورود به مسائلي خارج از حيطه تخصص فرد، مي تواند به اظهار نظرهاي نسنجيده و پا در هوا منجر شود و بيش از آنکه به هدف مورد نظر ياري رساند، دستاويز مخالفان براي لوث کردن اصل ماجرا شود.



به هر حال هر فرد معمولي مي داند که در دنياي امروز بين طرفداران توسعه از يک سو و حاميان محيط زيست و حافظان آثار باستاني از سوي ديگر، در باره ساخت و اجراي پروژه هاي عمراني اختلاف وجود دارد، اختلافي که نمي توان پيش از بررسي دقيق موضوع، در باره آن داوري منصفانه اي کرد.



پروژه هاي عمراني براي بهبود شرايط زندگي آدميان گاهي غير قابل صرف نظرند و خواه ناخواه عوارض زيست محيطي هم دارند. حفظ محيط زيست و آثار تاريخي نيز ضرورتي غير قابل انکار است که به بهانه اجراي هر پروژه اي نمي توان به حريم آنها تجاوز کرد.



در مورد سد سيوند اما فرهيختگان و باستان شناسان ايراني؛ تا آنجا که من مي دانم، اجماع نظر دارند و بر اين باورند که آبگيري اين سد نه فقط ميراث نهفته در تنگه بلاغي را براي هميشه در دل آب مدفون مي کند، بلکه در دراز مدت مقبره کورش را هم به خطر مي اندازد.



در مقابل اين اجماع و نيز اعتراض هايي که فعالان زيست محيطي و ميراث فرهنگي تا کنون براي پيشگيري از آبگيري سد سيوند انجام داده اند، واکنش دولت چه بوده است؟



حداقل واکنشي که دولت مي توانست نشان دهد اين بود که با ترتيب دادن مناظره هاي تلويزيوني بين کارشناساني چون دکتر پرويز ورجاوند و متخصصان وزارت نيرو، نظر مخالفان و موافقان آبگيري سد را در معرض افکار عمومي قرار دهد و آنگاه بر مبناي قضاوت عمومي در باره سد سيوند تصميم گيري کند.



دولت آقاي احمدي نژاد اما چنین نکرد که جاي خود، بلکه در اقدامي واکنشي که نمي توان جز دهن کجي به فرهيختگان اين کشور نامي بر آن نهاد، رئيس جمهور در جريان سفر خود به استان فارس اعلام کرد که شخصا در مراسم افتتاح و آبگيري سد سيوند حضور خواهد يافت!



رئيس جمهوري که رفتار خود را بر لجاجت با اهل فرهنگ و مدافعان محيط زيست و آثار باستاني استوار سازد و حاضر باشد براي افزودن بر شمار به اصطلاح طرح هاي افتتاحي خود در سفري استاني، يکي از حوزه هاي مهم ميراث باستاني را به خطر اندازد، معلوم است که ادعاي دفاعش از ايران تا چه اندازه قرين واقعيت است.



جالب است که آقايان توهين به خشايارشاه را در يک دنياي مجازي، حمله حساب شده بيگانگان به هويت ايراني مي نامند، اما خود از تخريب ميراث عيني همان شاهان در عمل ابايي ندارند.


بر گرفته از : احمد زید آبادی

Sunday, April 1, 2007



سیزده بدر :


هرچقدر"7" عددي مقدس و محترم است،"13" عدد نحس و نامباركي تلقي مي‌شود. ايراني‌ها براي اين‌كه اين بديمني را از خود دور كنند از چند صد سال پيش قرار گذاشتند كه اولين روز"13" از سال جديد به دشت و صحرا بروند، سبزه‌هايي را كه در هفت‌سين گذاشته بودند در آبي بيندازند و آن‌قدر شادي و جست‌وخيز كنند تا نحسي روز سيزده از آنها دور شود.غذاي روز سيزده بدر شهرهاي مختلف فرق مي‌كند. در اغلب شهرها، زنان باقالي‌پلو، آش، كوكو يا كوفته درست مي‌كنند.معروف‌ترين رسم سيزده بدر پس از به آب سپردن سبزه‌ها، گره زدن دو سبزه به همديگر است. اين دو سبزه را تمثيلي از پيوند يك زن و مرد جوان مي‌دانند. به همين دليل مادربزرگ‌ها جوان‌ها و بخصوص دختران جوان را به گره زدن سبزه‌ها تشويق مي‌كنند.دكتر نيك‌نام دربارة سابقة رسم گره زدن در روز سيزده بدرمي‌گويد: برخي از آداب نوروز به آيين زرتشتي بازنمي‌گردد بلكه مربوط به باورهاي مردمان آريايي است كه پيش از زرتشت در سرزمين ايران زندگي مي‌كردند. طبق يكي از اين باورها، بارندگي به فرشته‌اي به نام تِشتر مربوط است كه در آسمان‌ها به صورت اسب سپيدي در حال حركت است و هرگاه با ديوي به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالي پر از سبزي و خرمي و باران در پيش است. به همين دليل ايرانيان روز سيزدهم فروردين كنار سبزه‌ها و جويبارها مي‌روند و به‌ويژه زنان كه نمايندة آناهيتا يعني ايزدآب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنها حمايت خود را از فرشتة باران نشان مي‌دهند.امّا دكتر وكيليان مي‌گويد: در گذشته جامعة ما جامعة بسته‌اي بوده است. زن هميشه در خانه بوده و منتظر بوده تا به خواستگاري‌اش بروند. امروزه تغييراتي به‌وجود آمده اما در گذشته دختران نمي‌توانستند همسرشان را خودشان انتخاب كند. بنابراين مهم‌ترين آمال و آرزوهاي هر دختري در گذشته اين بود كه شوهر خوبي بكند يا زودتر به خانة بخت برود. دربارة دخترها اين حرف وجود داشت كه: دختر كه رسيد به "20" بايد نشست و به حالش گريست. اينها جزء فرهنگ ما بوده است. دختر در"16"، "17" سالگي بايد به خانة بخت مي‌رفت وگرنه ماية ننگ به حساب مي‌آمد. اينها واقعياتي بود كه وجود داشت. به همين دليل دخترها به امامزاده مي‌رفتند، سبزه گره مي‌زدند و سفره‌هاي نذري پهن مي‌كردند تا شايد نيروهاي غيبي كمك كنند و شوهري برايشان پيدا شود زيرا دختري كه ازدواج نمي‌كرد جايگاهي در جامعه نداشت.روز سيزدهم فروردين مانند شب آخرين چهارشنبة سال اهميت ويژه‌اي دارد. اگر با چهارشنبه‌سوري به استقبال نوروز مي‌رويم، با سيزده به‌در نوروزمان را بدرقه مي‌كنيم. نوروز كه مراسمش محفلي خانوادگي دارد، با دو حركت اجتماعي و عمومي از خانه‌ها به خارج راه مي‌يابد، با دو آيين سنتي كه نشان از همبستگي جمعي دارن